ღ♥☆ღ๑ دختر بهــــار ๑ღ☆♥ღ
ღ زندگی زیباست ღ



آمد به سرم از آنچه می ترسیدم 

در خلوت ازدحام کوچه می لرزیدم 
وقتی به حصار دل من سنگ زدی 

از شکست بغض خویش می ترسیدم ...



ببین واسه عشقمون شام غریبان گرفتم !! 

نفرین به شب بی کس و تنها 
نفرین به نیاز این دل ما 
نفرین به سپیده و به دریا 
نفرین به دل شکسته ی ما 
نفرین به سکوت عاشقانه 
نفرین به نیاز بی بهانه 
نفرین به پرنده های خسته 
نفرین به چراغ های بسته 
نفرین به خیال های پرواز 
نفرین به وجود تو از آغاز ...




دیگه خاموش شد ...
سلام مهربونای من ![]()
بعضی دوستان ازم گله کردن که چرا سر نمی زنم
بعضی فک کردن ازشون ناراحتم ![]()
و... و... و...
نه من از کسی ناراحتم نه دوست دارم که کسی ازم ناراحت باشه !!
این چند روزه اصلا حوصله نت رو ندارم ، وقتش رو هم ندارم
به نظرم مسخره شده !!!!!
الانم متاسفم که نمیتونم بیام به وب تک تکتون و شخصا عذر خواهی کنم و بگم ممکنه چندروزی نیام نت ![]()
بازم شرمنده ی معرفت اونایی که سر میزنن ![]()
![]()
چند تا از دوستام فردا کنکور دارند
واسشون دعا کنید موفق بشن ...
خودمم چن روز دیگه یه آزمون دارم ، واسه خودمم دعا کنید ![]()
تو این چند روز چند تا رمان خوندم ![]()
واسه چندمین بار رمان دالان بهشت رو که واقعا عاشقم و پیشنهاد میکنم اگه روح لطیفی دارید حتما بخونیدش / نوشته نازی صفوی از دوستم گرفتم و خوندم ... ( امروز فردا یه جلدش رو برای خودم میگیرم، آخه میدونی ! مثل دیوان حافظ میمونه آرامش خاصی به آدم میده که غیر قابل وصفه )![]()
![]()
انقدر قشنگه که حد نداره ، من دیگه اشک چشمام خشک شده انقدر به پای این کتاب گریه کردم ![]()
![]()
هر دفعه میخونم برام تازگی داره ...
کتاب بامداد خمار رو هم خوندم که خیلی تعریف قشنگ بودنش رو شنیده بودم
اما برخلاف حرف دیگران گرچه واسه نظرشون احترام قائلم اما اصلا واسم جالب نبود و به نظرم مسخره اومد ...
یه عاشقی پر از حماقت !!![]()
![]()
من معتقدم آدم باید عاشق کسی بشه که بدونه با سطح خونوادگیش جور در میاد !
اما دالان بهشت رو به همه توصیه می کنم ...
بگذریم ...
یه نقاشی کشیدم که توش از یاس اثری نیست ...فقط امید و عشق و احساس بین دوتا عاشق ...
دوستش دارم ...![]()
خب دیگه من میرم . اگه اومدید و خوندید ، مهربونی کنید و ...![]()

عزیزم من تورو می خوام و آره هر جا که بری دنبالت میامو
من دوستت دارم ...
خودت را از کسي پس نگير شايد اين تنها چيزيست که او
دارد وقتي ميگويي دوستت دارم اول روي اين جمله فکر
کن شايد نوري را روشن کني که خاموش کردن آن به
خاموش شدن او ختم شود...






به دریا بزن قایقت می شوم 
حقیرم ولی لایقت می شوم 
من عاشق شدن را بلد نیستم
تو یادم بده،عاشقت می شوم...

تمام ماجرای من سه واژه شد برای تو
سه واژه ی جدا جدا :
من و
شب و
هوای تو ...
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است :
که در افسون گل سرخ شناور باشیم ...

جا داره از محمد عزیزم تشکر کنم ![]()
بابت این که شرمنده کرد و یه دستی به سر و روی قالب وبم کشید
این نقاشی تقدیم به تو دوست خوب و عزیزم ![]()
۱۰ تیر سالروز آزادسازی sms بر همگان مبارک باد .
sms را خدا آزاد کرد .
![]()
![]()
تبریک تبریک تبریک ![]()
دیگر به پای خود قفسی را نمی کشم
تا این هواست ، هر نفسی را نمی کشم
فکری به حال خود بکن ای عشق چون که من
از این به بعد جور کسی را نمی کشم ...

بازم یه نقاشی دیگه 
سلام ![]()
دیشب خیلی خوشحال بودم از اینکه امتحانام تموم شده ،![]()
![]()
نتیجه ی خوشحالیم یه نقاشی شد ![]()
قشنگه ؟؟؟؟؟؟؟
طرح یکی دیگه رو هم زدم
امروز تمومش می کنم
چند روز دیگه می پستم .![]()

نیستی ببینی عشقت باهام چه ها کرده !!!!!!!
همه ی این عاشقانه ها به خاطر احساساته پاکیه که تو بهم هدیه دادی ...
اما ...
تو گذشتی از عشق نه من ، کی تو قلبت اومد جای من ؟؟؟


کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک ویرانم
کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم ؟
و من چون شمع می سوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند
و من گریان و نالانم
و من تنهای تنهایم
درون کلبه ی غمگین خویش اما کسی حال من غمگین نمی پرسد
و من دریای پراشکم که طوفانی به دل دارم
درون سینه ی پرجوش خویش اما کسی حال من تنها نمی پرسد
و من چون تک درخت زرد پاییزم که هر دم با نسیمی می شود برگی جدا از او
و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند ...





دیوانه دلی خفته در این خلوت خاموش
او زاده ی غم بود و زغم های جهان گشت فراموش ...





نقاشی های این چنر روزه اخیر خودمه !! ![]()
سیاه قلمن ...
تعجب نکنید که یکم زیاد تیرست ![]()
چون اسکن شد مثل واقعیش نبود مجبور شدم یه کم بهش افکت بدم تیره بشه ![]()
![]()
خیلی قشنگه حتما دانلود کنید ...
خودت میدونی میدونم دلیل رفتنت چی بود
اما می تونستی نری چرا میگی قسمت نبود ؟؟
اگه قسمت نبود چرا تو موندی ؟
خدا چرا مارو به هم رسوندی ؟
اگه می دونستی یه روزی میری
چرا روزا رو تا اینجا کشوندی ؟؟؟؟
چی بودم چی شدم به خاطر تو ولی پشت دلم رو خالی کردی
حالا اسمت میاد گریم می گیره نمی دونی که با دلم چه کردی ...
گرچه از دوری این فاصله ها مایوسم
از همین فاصله ی دور تو را می بوسم ...


به من می گفت : 
اگر از من جدا گردی ،
روی با یار دیگر آشنا گردی ،
من از دوریت می میرم ...!
به خود گفتم :
اگر از من جدا گردد
جهان از غم ز هم می پاشد
و 
غم از در و دیوار می ریزد.
ولی روزی رسید از هم جدا گشتیم !!!!
نه او از دوری من مرد !
نه من از غصه دق کردم !
نه دنیا رنگ دیگر شد !!!




سلام
این پست تبریک تولد یکی از دوستای عزیزمه ![]()
البته با یکم تاخیر ![]()
خب اشکالی نداره
حالا ...
محسن جان عزیزم تولدت مبارک ![]()
![]()
برای عشق تو ، دل را به دریا می زنم امشب
من از توفان نمی ترسم چه غوغا می کنم امشب
حریم قلب شوریده فقط عشق تو را کم داشت
تو را گم کرده بودم من و پیدا می کنم امشب
چراغ چشم های تو مرا شلاغ می کوبد
که خود را فارغ از هر زشت و زیبا می کنم امشب
خیالت رخنه کرده در وجودم سرد و تبدارم
که من درد درونم را مداوا می کنم امشب
پذیرا باش جانم را به راهت دادم از دست
اگر بودش به غیر ازتو من حاشا می کنم امشب
به جای خون به رگهایم شراب عشق تو دادم
که من مستم زیاد تو و نجوا می کنم امشب
و امشب نیستم عاقل چه خوش مستی ، چه خوش مستی
وگرنه خوب می دانم که پروا می کنم امشب ...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شب تولد توست / ستاره هارو تک تک
به عشق تو شمردم / تولدت مبارک ...







چه کنم ، دوستش دارم ، شوخی که نیست ،
حرف یه عمر در به دری است ،صحبت کلی آوارگی است ،
شکایتی نیست ،
حرف شکایت که در عشق بیاید باید فاتحه ی همه چیز را خواند .
شما هم بدانید بد نیست، تازه بعد ِ عمری عاشقی ،
همین امشب از من پرسید : مگر تو دوستم داری؟
و من یقین دارم ، دیوانه تر از مجنون ،
خیره به پرسش عجیبش،هفت آسمان حیرت را سیر کردم و برگشتم،
راستی ! گفتم برگشتم ، او هم برگشت.
درست است از سفر آن سوی اقیانوسش برگشت،
اما نه پیش من او مال همه است و من آرزو می کنم هیچ کس مال ِ او نباشد،
اما مگر می شود .او حرفی نزد ننوشت ،
سکوت کرد اما جوری که به بی قانونی ِ غرور شکسته ی یک عمر عاشقی ام
بر نخورد به من فهماندکه قصد دارد مرا کنار بگذارد ،
اسم این آیتم را اسیر پرانتزی کردم که نشان بدهد حرف اوست ،
همیشه حرف،حرف اوست . نه فقط حالا .
راستی آخرین باری که با التماس دفترم را نوشت ،
جمله ای نوشت که آرزو می کنم به آستان نیلوفری ِ چشمان روشنش برنخورد،
اما جمله اش درست مثل حرف آدم بزرگ هایی بود که
به بهانه ی مصلحتی بزرگ شدن ِ فرزند کوچکشانبرایش
عروسک نمی خرند و او تنها نوشت که لیاقت تو از من وامثال من بیشتر است.
می دانست من هم بچه ام هم عروسک می خواهم ،
هم هیچکس اندازه ی من دیوانه اش نیست و هم صحبت این حرف ها نیست کافی است،
این دو خط آخررا برای خودش می نویسم ،
بهانه ی من خوشحالم که مرا دور نمی اندازی و تنها می گذاریم کنار .
می دانی همیشه رسم است چیز هایی را کنار بگذارند که
حدس بزنند یک روز یا یک وقت دور ِ دیگر دوباره لازمشان شود،
پس نگهش می دارند،اما چیزی را که دوربیندازند هم دور است،
هم رفته است و هم دوباره لازم شدنی در کار نیست .
من راضیم به همه چیز هر چیز که جوری به تو مربوط می شود .
می دانم که جمله ای که نام این آیتم است ، حرف دل ِ توست .
باز گلی به جمال گلت که حرف دلت را با شهامت اگر نمی زنی لااقل به دیوانه ای مثل من می فهمانی و من این گونه آن را در گیومه ای از تو نقل می کنم :
<< درست مثل تقویمی که عوض می شه سر بهار
می ندازمت یه گوشه و دیگه می زارمت کنار >> 






بی تو، طوفان زده ی دشت جنونم ، صید افتاده به خونم
تو چه سان می گذری ،غافل از اندوه درونم
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم
تو ندیدی ، نگهت هیچ نیفتاد به راهی که رفتی
چون در خانه ببستم ، دگر از پای نشستم
گویا زلزله آمد ، گویا خانه فرو ریخت سر من
بی تو من در همه ی شهر غریبم
بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی
بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوایی
تو همه بود و نبودی ، تو همه شعر و سرودی
چه گریزی ز بر من ، که زکویت نگریزم
گر بمیرم زغم دل ، با تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدایی !!
نتوانم ، نتوانم
بی تو من زنده نمانم ...

باز منو بارونو غمو خاطره هامونو بی کسیم
باز شده آرزوم که بگی به هم می رسیم
اسم من داره نم نم از توی خاطر تو میره
من می خواستم با تو باشم عزیزم حیف دیگه خیلی دیره
بی تو روز هام رنگ شب شد
بی تو قلبم جون به لب شد
می خوام این جوری نمیرم
بیا با تو جون می گیرم
باز دوباره عکس تو تو دستمه
دل خوشیه این دل خستمه
کاش بدونی من چه دلتنگتم
ای کاش فکر من باشی
نازنینم یک بار !
بی تو روز هام رنگ شب شد
بی تو قلبم جون به لب شد
می خوام این جوری نمیرم
بیا با تو جون می گیرم
باز دوباره عکس تو تو دستمه
دل خوشیه این دل خستمه
کاش بدونی من چه دلتنگتم
ای کاش فکر من باشی
نازنینم یک بار !






امشب چه خبره ؟
شب تولد عشق منه 


تولدت مبارک گل من
فدات بشم که امشب دوباره داغ دل فرشته ها میخواد تازه بشه و زار زار گریه کنن ناز نازی من
پریای من
ای قشنگ تر از پری
سحرت فدات بشه
چه خوب شد که به دنیا اومدی و چه خوب تر شد که دنیای من شدی ...

عزیزم جشن میلادت مبارک 




من تو رو دوست داشتم مثل دریا
تو هم گفتی واست میشم مثل پریا
تنها سنگ صبور آره تو بودی برام
رفتی تو با دیگران آرزو بودی برام
میگفتی تا منو داری هیچوقت غم نداری
منم میگفتم با من تو هیچی کم نداری
منو باش که فکر میکردم میمونی باهام
منو باش که فکر میکردم میخونی باهام
اما حالا میبینم همه اینا خواب بوده
همه آرزوهامون همه بر باد بوده
ولی اون رفته دیگه من خواب ندارم
بدون اون دیگه من تب و تاب ندارم
یعنی اینقد واسه تو بی ارزش بودم ؟
همسفر عشق بودم ، مردش بودم
ولی چشمای من الان خیس و اشکیه
مثل همیشه دنیا واسه من مشکیه . . .
اون که یه وقتی تنها کسم بود ، تنها پناهه دل بی کسم بود ، تنهام گذاشت و رفت از کنارم ، از درد دوریش من بیقرارم ، خیال میکردم پیشم میمونه ، ترانه ی عشق واسم میخونه ، خیال میکردم یه همزبونه ، نمیدونستم نامهربونه ...
به خودم میگم اون که رفته بر میگرده
وقتی پیشم نیستی دستم سرده سرده
آخه چرا گرفتی منو به بازی تو
نمیتونی قلب شکسته رو بسازی تو
اگه این رسمشه پس لعنت به من
فقط میخوام که بیای و بگی علت به من
یادته که با هم میشدیم چشم تو چشم ؟
گفتی با کسی نباش، گفتم چشم رو چشم
با من نموندی ، دل رو سوزوندی
عشق پاک رو تو چشای من تو نخوندی
شاید یه حسود بدبخت چشم زده مارو
کاری نکردم که بخشش کنی منو
میخواستیم با هم بریم به شهر عشق
اما فراری شدی حالا از شر عشق
با تو بودن منو میبرد اون بالاها تو عرش
بی تو مردم ، افتادم این پایینا رو فرش . . .
با این که رفته اما هنوزم از داغ عشقش دارم میسوزم ، فکرو خیالش همش باهامه هرجا که میرم جلو چشمامه ، دلم میخواد تا دووم بیارم رو درد دوریش مرحم بذارم ، اما نمیشه راهی ندارم نمیتونم من طاقت بیارم
اون که یه وقتی تنها کسم بود ، تنها پناهه دل بی کسم بود ، تنهام گذاشت و رفت از کنارم ، از درد دوریش من بیقرارم ، خیال میکردم پیشم میمونه ، ترانه ی عشق واسم میخونه ، خیال میکردم یه همزبونه ، نمیدونستم نامهربونه ...
: 
بی تو من یه بی پناهم ، تو قشنگ ترین پناهی
دستامو بگیر تو دستات ، لحظه ی دل بیقراری ...

پست قبلی رو فقط واسه تنوع گذاشتم

رفتم پی کارم ، دلخوشی ندارم
عشقو بی خیالش ، دیگه دوستت ندارم
اونی که میگفت دوستت داره ، اونی که میگفت تو رو می خواد ، اونی که میگفت هرجا بری تا آخرش باهات میام !!
اون منم ، اون منم ، اون منم تو رو نمیخوام ، با تو حتی یه قدم از این جا دور تر نمیام !
رفتم پی کارم ، دلخوشی ندارم
عشقو بی خیالش ، دیگه دوستت ندارم
اونی که واسه دیدن تو یه جورایی آرم نداره ، اونی که به خاطر نگات از ته دل جون میذاره !
اون منم ، اون منم ، اون منم تو رو نمیخوام ، با تو حتی یه قدم از این جا دور تر نمیام !
رفتم پی کارم ، دلخوشی ندارم
عشقو بی خیالش ، دیگه دوستت ندارم
آخ دیگه دوستت ندارم ...
برو واسه همیشه ، دلم از دوریه تو دیگه تنگ نمیشه
حالا که رفتی تو برو واسه همیشه ، دلم از دوریه تو دیگه تنگ نمیشه
اسمت تو خاطر من توی دل من دیگه جایی نداره
اینو بدون مطمئنم دیگه حرفات منو به رحم نمیاره
تو که دلمو میبری ، آره مردی واسم
تو که دلمو میبری ، دیگه مردی واسم
بیا پیشمو ببین جات خالی نیست
تو دلمم دیگه واست جایی نیست ...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

به من چیزی بگو
شاید هنوزم فرصتی باشه
هنوزم بین ما شاید
یه حس تازه پیدا شه
یه راهی روی من باز کن
در این بی راهه ی بن بست
یه کاری کن برای ما
اگر مایی هنوز باشه . . .
خسته در حبس زمینم
ماه من یادم کن
به نگاهی / به پیامی / سخنی
شادم کن
خزان بنشست و گل با بادها رفت
چه آسان می شود از یاد ها رفت
. . .
![]()
![]()
![]()

چطور دلت اومد تنهام بذاری ؟!!!؟؟؟
دل من هواتو کرده
آخ کجایی نازنینم
کاشکی بودی و می دیدی
بی تو من تنها ترینم ...



آن کس که تو را شناخت !
جان را چه کند ؟؟؟؟ !!

![]()


![]()
تو میدونی که ستاره توی شب چه جایی داره ؟
تو شبای این دل من ! تو همونی
اون ستاره . . .

من با تو هستم و با تو این دنیا رو عشقه
مثل فرشته ای با تو این دنیا بهشته
جون میدم واسه یه لحظه عاشقیه با تو
آتیش میگیرم وقتی میبینم من اون چشماتو
يالا ، يالا پاشو
بيا پيشم
اگه نباشي ديوونه ميشم
ديگه ديره
قلبم ميگه
انگار بازم دارم عاشق ميشم
آروم میشم وقتی دستای تو ، تو دستامه
عاشق تر میشم وقتی نگات توی نگامه
میمیرم بدون برق چشمای سیاهت
با هر جمله میخوام بگم ، عزیزم من میخوامت
قول بده که خواهی آمد اما هرگز نیا !
اگر بیایی همه چیز خراب خواهد شد .
دیگر نمیتوانم این گونه با اشتیاق به دریا ها و جاده ها خیره شوم
من خو گرفتم با این پرسه زدن ها !
در اسکله و ایستگاه ها . . .
اگر بیایی !
من چشم به راهه چه کسی بمانم ؟؟؟!

نیستی ولی بدون هنوز عاشقتم تا پای جون
دل بهاریم عاشقه
چه تو بهار
چه تو خزون . . .










